بسم رب الحسین

شرکت شمسا

  • امروز شنبه 30 ارديبهشت 1391
  •  
     

    شرکت شمسا

    مشكلات ناشی از ناامنی و نبود اماكن اقامتی و حمل‌ونقل، تغذیه‌ نامناسب و قیمت‌های كنترل‌نشده، سازمان حج و زیارت را بر آن داشت...
    ادامه...

     
     
     
     

     


     
     
    اخبار اخبار متفرقه آداب زیارت (قسمت اول)
     
     
     
     

    آداب زیارت (قسمت اول)

    نامه الکترونیک چاپ

    اكنون مهمترین آداب زیارت معصومین را كه در مزار پاك و آستان مقدس آنان باید رعایت كرد، و محدثین ما در مقدمه كتب زیارت نقل كرده اند،[1] به زبان امروز بازنویسی و شرح می كنیم، باشد كه در شناخت حقایق و تربیت اسلامی ما مؤثر افتد.
    1ـ داشتن وضو و غسل. از مطالعه ی باب عبادات در فقه اسلام این نتیجه ی كلی عاید می شود كه در این آیین حنیف نخست طهارت است و بعد عبادت. این طهارت، بعد از پاك بودن بدن از نجاسات با وضو و غسل حاصل می شود. از آنجا كه اعمال ظاهری اثری خاص در روح انسان دارد، این شستشو و طهارت ظاهر كه به قصد قربت انجام می گیرد، علاوه بر نظافت صوری و پاك شدن از بوی ناخوش بدن، در ایجاد طهارت باطن و صفای دل نیز مؤثر خواهد بود، و آمادگی روانی لازم برای دیدار شخصیت های مقدس و كسب فیض از حضورشان را به انسان می بخشد وجود چنین فوایدی است كه وضو گرفتن و غسل زیارت كردن را جزء آداب مقدماتی زیارت گردانده.
    بجاست یادآوری شود بنا به نظر بعضی فقها، هرگاه كسی بعد از طلوع فجر غسل كند آن غسل تا شب برای هر عملی كه غسل مستحب لازم دارد كافی است.[2]
    2ـ پوشیدن لباس پاك و نو، كه بهتر است سپید رنگ باشد، و خوشبو كردن خود با مواد معطر، جز در زیارت سید الشهداء حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ .
    3ـ سخن بیهوده و لغو را ترك نماید، و از مجادله و بحث های خصومت انگیز جداً پرهیز كند.
    قرآن كریم حج گزاران را چنین می فرماید: پس هر كه در این (ماه های معلوم) حج را (با احرام گرفتن، بر خود) واجب گرداند (بداند كه در اثنای حج) باید آنچه در زناشویی رواست ترك نماید، و كار ناشایست (چون دروغ و بدگویی و دیگر معاصی) و جدال را رها كند.[3]
    4ـ هنگام رفتن به روضه ی مقدسه با وقار و آرامی گام بردارد، و با حالت فروتنی و سر به زیر حركت كند و به اطراف خود توجه ننماید، تا تجمع حواس و حضور قب لازم را در خود فراهم آورد.
    5ـ با تسبیح و ستایش آفریدگار متعال زبان را به ذكر و دل را به عظمت الهی مشغول گرداند، و همچنین با فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد حق امامت و هدایت آنها را سپاس گوید.
    6ـ اجازه ی ورود خواستن، چون به حرم و آستان رسول خدا یا امام رسید بایستد و اذن دخول بخواند، یعنی اجازه ورود طلبد، چنان كه خداوند می فرماید: «ای كسانی كه ایمان آورده اید به خانه های پیغمبر داخل مشوید مگر آن كه به شما اجازه داده شود»،[4] شایسته است زائر معنی اِذن دخول را بداند، و بتواند با فهمِ آن، مقاماتِ روحانی و عظمت معنوی حجت های الهی را كه حاضر و ناظر حالات او هستند به خاطر اورد، و خود را خطاكار و مقصر در ادای وظایف شمرد، به خصوص وظایف اجتماعی و رسیدگی به احوال شیعیان.
    برای آگاه شدن از شرایط اصلی پذیرش امام و اجازه ورود دادن مناسب است نقل حكایت ذیل:[5]
    علی بن یقطین از شیعیانی بود كه حضرتِ موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ به او فرموده بودند در دستگاه حكومتِ هارون الرشید باشد و به كارگشایی شیعیان و دفع ستم از آنان بپردازد. یك روز ابراهیم جَمّال (شتربان) كه از شیعیان بود خواست نزدش برود چون هم شأن او نبود نتوانست در مجلس علی بن یقطین راه یابد و عرض حال كند.
    از قضا همان سال علی بن یقطین قصد زیارت مكه ی معظمه كرد، در مدینه خواست خدمت حضرت موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ برسد، اما بر خلاف انتظارش امام به او اجازه ی ورود نداد. روز دیگر علی در بیرون خانه حضرت را ملاقات كرد، و از تقصیری كه موجب شده اذن دخول نیابد جویا شد. موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ پاسخ داد: به این علت كه برادرت ابراهیم جَمّال را به مجلست راه ندادی، حق تعلای سعی تو را قبول نمی فرماید مگر پس از آن كه ابراهیم تو را عفو كند و خشنود گردد!
    آن حاكم مؤمن و معتقد به عترت پیامبر گفت: ای سرور و مولایِ من ابراهیم را چگونه ملاقات كنم، در صورتی كه من در مدینه ام و او در كوفه؟
    امام فرمود: چون شب فرا رسد، بدون این كه اصحاب و غلامانت بفهمند به بقیع برو. در آنجا شتری آماده خواهی دید، شتر را سوار شو و به كوفه برو.
    علی بن یقطین فرمان امام را پذیرفت، و شب هنگام به بقیع رفت و شتر را دیده سوار شد و روانه كوفه گشت، و زودتر از زمان معمول درِ خانه ی ابراهیم جَمّال رسید و در را كوبید. ابراهیم جویای نام مراجعه كننده شد.
    گفت: علی بن یقطینم.
    ابراهیم با شگفتی گفت: علی بن یقطین بر درِ خانه ی من چه می كند؟ او كجا و من كجا! علی گفت: بیرون بیان كه من مشكلی بزرگ دارم، و او را قسم داد كه اذن دخول بدهد چون داخل شد گفت: ای ابراهیم! امام و مولایم مرا نمی پذیرد، مگر آن كه تو مرا ببخشی.
    ابراهیم پاسخ داد: غَفَر الله لك. خدایت بیامرزد.
    اما علی بن یقطین ـ كه رضای امام را طالب بود و كفّاره ی خود بزرگ بینی را می خواست ادا كند ـ قانع نشد و صورت بر خاك گذاشت و از ابراهیم خواست كه پای روی صورتش بگذارد و گونه هایش را پایمال كند.
    ابراهیم خودداری كرد و ادب نمود. اما علی او را سوگند داد، و مصرّانه خواست كه چنین كند.
    ابراهیم ناگزیر پا بر صورت آن دولت مردِ مؤمنِ متعهد گذاشت و به گونه هایش مالید، و علی می گفت: اللهمَ اشهَد! بار خدایا گواه باش...
    علی بن یقطین چون به این كیفیت شتربان را از خود خشنود گرداند، و طاغوت نفس را لگدمال و ذلیل كرد، از خانه ی ابراهیم بیرون آمد و با همان وسیله به مدینه بازگشت. یك سر بر درِ خانه ی امام هفتم رفت و اذنِ دخول طلبید. اجازه یافت و وارد شد و مورد عنایت حجت خدا قرار گرفت.
    و این است اهمیت حقوق برادران مؤمن در اسلام و چگونگی ادای آن.
    و این است راه ورود به خانه های مبارك ائمه ی معصومین ـ علیهم السّلام ـ و پذیرفته شدن زائر در نزد امام.
    7ـ درباره ی بوسیدن اشیاء مقدس، هنگام ورود عتَبه و آستانه ی مباركه را ببوسد. فقیه بزرگوار شیخ شهید می فرماید: اگر زائر در درگاه حرم سجده ی شكر كند كه توفیق زیارت امام را یافت بهتر است.[6]
    نویسنده گوید: واضح است كه بوسیدن نشان علاقه و اظهار محبت است، و همان طور كه شاعر عرب در چنین مواردی گفته «عشق خانه و كاشانه نیست كه تا ژرفای دلم نفوذ كرده و مرا بی تاب نموده، بلكه این عشق كسی است كه در خانه مسكن گزیده.»
    آری بوسیدن و دست مالیدن بر در و دیوار یا گرفتن ضریح سیمین و زرین، هیچ گاه مستقلاً مورد توجه زائر ـ حتی عوام از آنان ـ نیست. بلكه از نظر انتسابی است كه به امام یافته، و به سبب قرب جواری كه دارد محبوب گشته تعظیم و تكریم می شود. در واقع چون زائر به شوق دیدار پیشوای عزیز و كریم خود رو به خانه اش می آورد، اما به او دسترسی پیدا نمی كند، بدین طریق شعله عشق مقدس خود را نمایان می كند و التهاب درون را آرامش می بخشد، و چه كوتاه فكرند و بدور از عالم محبت و معرفت، كسانی كه این گونه احترامات طبیعی را ناروا می شمرند، در صورتی كه بسا خود نسبت به تصویر یا دستمال فرزندِ مُرده یا دوست از وطن دور مانده! چنین احساساتی را ابراز می كنند.
    بجاست كه نظر موافق علمای اهل سنت را نیز در اینجا نقل نمائیم:
    صاحب الغدیر تحت عنوان «تبرك به قبر شریف رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ با چسباندن و خود را بر خاك مرقد مالیدن و بوسیدن آن» می نویسد:
    «قول به حرمت این عمل را از هیچ یك از علمای صاحب نظر مذاهب اربعه نیافتم» سپس به آنچه ناقلان اخبار و صاحبان آثار از سیره ی رایج اصحاب و سلفِ صالح ذكر كرده اند، استناد نموده كه از آنهاست:
    الف) رفتار مشتاقانه و زیارت سوزناك حضرت زهرا ـ علیها السّلام ـ و بلالِ مؤذن از مرقد مطهر نبی معظم كه نقل شد، و همچنین روایت امام علی ـ علیه السّلام ـ درباره ی عربی كه سه روز بعد از دفن پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ به زیارت آمد، و شیفته وار خود را بر مدفن حضرتش انداخت و خاك بر سر ریخت، و با آن روح مقدس به راز و نیاز نشست و جواب گرفت.[7]
    ب) اما جالب تر روایتی است صحیح[8] كه داود بن ابی صالح ناقل آن است، و شاهدی است بر جواز روی بر قبر نهادن و با محبوب خدایی ارتباط روحی برقرار نمودن ـ كه موضوع بحث است ـ و هم دلیلی روشن بر حق حاكمیت و ولایت «اهل دین» و فقهای جامع الشرایط برای اجرای احكام دین خدا، و اینك ترجمه ی آن:
    روزی مروان[9] (به مرقد شریف نبوی) توجه كرد. مردی را دید كه روی بر قبر نهاده. گردنش را گرفت و گفت: آیا می دانی چه می كنی؟ زائر رو به سویش كرد، ناگهان معلوم شد كه ابو ایوب انصاری (صحابی بزرگ و محبوب رسول خدا) است، و گفت:
    آری: (آگاه به كار خودم)، زیرا كه من نزد سنگ نیامدم، واقعاً پیش رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ آمدم، پیش سنگ (جماد) نیامدم.
    سپس برای تنبیه آن اموی بی عقیده علت اساسی انحطاط مسلمین و خرابی دین را كه از ناحیه ی حكّام غاصب بی دین است از زبان پیامبر اكرم چنین بازگو كرد:
    از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ شنیدم كه می گفت: لاتَبكُوا علی الدینِ اذا ولیَه اهلُه ولكن ابكوا علی الدین اذا ولیّه غیر اهلِه:
    زمانی كه اهل دین (دین شناسان پرهیزگار) ولایت دینی را بر عهده گیرند (و سرپرست شرعی مسلمین شوند) بر دین گریه مكنید، لیكن بر دین بگریید وقتی كه غیر اهلش ولایت و (حكومت) یابند.[10]
    .............................................................
    [1] . مأخذ نویسنده در نقل آداب زیارت كتاب مفاتیح الجنان تألیف محدث پارسا شیخ عباس قمی است، كه در مقدمه ی كتاب زیارت ـ باب سوم كتاب ـ آورده، و خود عصاره و گزیده ی تعلیماتی است كه از معصومین رسیده یا علمای پیشین ذكر كرده اند. و ما پس از حذف بعضی و افزودن برخی توضیحات، بقیه را بازنویسی نموده آوردیم.
    [2] . التهذیب، ج5، ص64، حدیث 204، به نقل از: سفینه البحار از انتشارات بنیاد پژوهش های اسلامی، ج2، ص486.
    [3] . بقره / 197.
    [4] . احزاب / 53.
    [5] . محدث قمی نیز حكایت را در چنین موضعی جزء آداب زیارت نقل كرده.
    [6] . ملا محمد باقر مجلسی عبارت شهید را با مقدمه ای نقل می كند: «شیخ شهید علیه الرحمه گفته است كه مطلع نشدم در باب بوسیدن عتَبه ( = درگاه) بر نصّی كه اعتماد بر آن داشته باشم، و لیكن فرقه ی امامیه برآنند كه خوب است، و اگر...» سپس عبارت مذكور در متن را می آورد و می افزاید «و گمان فقیر آن است كه چون منعی از بوسیدن عتبه وارد نشده است اگر به عموماتی ( = احكام كلی) كه در باب تعظیم و تكریم ایشان وارد شده است به عمل آورد خوب است.» (تحفه الزائر، چاپ سنگی، تهران، ص23 ـ 24) بنابراین معلوم می شود بوسیدن در یا درگاه اگر مستحب هم باشد چندان اهمیتی ندارد، و آدابی بس مهمتر در نظر شارع هست كه باید بیشتر به آنها پرداخت، بلی از نظر عاطفی همه شوقی به آن دارند چنان كه در متن بیان شد.
    [7] . الغدیر، ج5، ص146 ـ 148؛ وفاء الوفاء، الطبعه الرابعه، ج4، ص1405.
    [8] . مؤلف الغدیر بعد از نقل آن حدیث توضیح می دهد كه چند تن از بزرگان اهل سنت مانند حاكم در مستدرك و ذهبی در تلخیصش آن را صحیح دانسته اند.
    [9] . مقصود «مروان بن حَكَم» است كه خود و پدرش از دشمنان عنود اسلام بودند. پس از حاكمیت اسلام به حكم پیغمبر تبعید شده بودند. حَكَم مشاور خاص و محرم اسرار معاویه بود، و مورد انتقاد شدید ابوذر غفاری صحابی مبارز معروف. (تاریخ اسلام، دكتر علی اكبر فیاض، چاپ سال 1327، ص137) ظاهراً ابو ایوب انصاری می خواهد در جواب مروان، منكر اصلی و بزرگ امت اسلام را كه ولایت كسانی چون معاویه و حكَم و مروان و همه ی بنی امیه است یادآور شود.
    [10] . الغدیر، ج5، ص148، سمهوری نیز این خبر را با سند حَسَن ـ بدون ذكر نام ابو ایوب ـ نقل كرده. ر.ك: وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، الطبعه الرابعه، ج4، ص1359.

    چهارشنبه 90/12/3

    منبع : زائرین