حسين بن روح نوبختي نايب سوم امام زمان ايراني است . وى، وكيل امام زمان و داناترين فرد عصر خويش بود. كنيه وى ابوالقاسم و لقبش نوبختى است. در جامعه شيعه آن روزگار، شخصيتى پرآوازه، انديشمند و معروف داشت و پيش از افتخار تصدّى نيابت خاص، وكيل دومين سفير حضرت مهدى(عج) جناب محمد بن عثمان بود. حسين بن روح هم به املاك او نظارت داشت و هم رابط ميان او و بزرگان شيعه در نقاط مختلف كشور پهناور اسلامى بود و از اين راه، دستورات و تعليمات اهل بيت و اخبار نهانى را به آنان مىرساند. وى به خردمندى و فرزانگى و رشد فكرى و دينى، شهرت بسزايى داشت و موافق و مخالف بر اين واقعيت گواهى مىدادند تا جايى كه اهل سنت نيز او را تكريم و احترام مىكردند (امام مهدى از ولادت تا ظهور، ص 277.) پيش از رحلت دومين نايب خاص، فرمانى از جانب ولىعصر(عج) صادر گرديد كه به موجب آن، محمد بن عثمان دستور يافت تا حسين بن روح را به جاى خويش معرفى كند و چنين كرد. مجلسى نوشته است: وقتى مرض محمدعثمان شدت يافت، گروهى از بزرگان و معروفين شيعه - مانند ابو على بن همام، ابو عبداللَّه بن محمد كاتب، ابو سهل اسماعيل بن على نوبختى و... - خدمتش رسيده، از جانشينش سؤال كردند ؛ جواب داد : حسين بن روح جانشين من و وكيل و مورد اعتماد حضرت صاحب الامر است. در كارها به وى رجوع كنيد. من از جانب امام، مأمورم كه حسين بن روح را به نيابت منصوب كنم» (بحار الانوار، ج 51، ص 355.). شيخ طوسى درباره حسين بن روح مىگويد : «ابو القاسم، از عاقلترين مردم نزد مخالف و موافق بود و به تقيه رفتار مىكرد». وى در ميان شيعيان بغداد، از موقعيت اجتماعى خوبى بهرهمند بود و حتى نفوذ و احترام قابل ملاحظهاى نزد مقامات بالاى مملكتى داشت و از سوى آنان، به وى كمكهاى مالى مىشد (الغيبة نعمانى، ص 236.) حسين بن روح، بعد از وفات محمد بن عثمان، امور وكالت را در دست گرفت. در همان آغاز كار، ذكاء (خادم محمد بن عثمان عمرى)، به نزدش آمد و امانتهايى از قبيل عصا و كليد صندوقچه ابوجعفر را به وى تحويل داد و گفت : ابوجعفر به من فرمود : اين اشياء را بعد از خاكسپارى من، به ابوالقاسم حسينروح، جانشين من، تحويل بده (تاريخ عصر غيبت، ص 296 و 297 ؛ تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم، ص 195.). سفارت حسين بن روح تا حدودى بين شيعيان به صورت آشكار مطرح بود و حكومت هم هيچ مشكلى براى او به وجود نمىآورد. وى به مدت 21 سال (از سال 305 ه .ق تا سال 326 ه .ق)، منصب سفارت از ناحيه مقدسه را بر عهده داشت و در تاريخ هجدهم، شعبان چشم از دنيا فرو بست. پيكر اين سفير گرامى حضرت را در بغداد به خاك سپردند. مقبرهاش زيارتگاه شيعيان است و مردم به زيارت او، تبرّك مىجويند. محمد بن على اسود نقل كرده است : على بن حسين بن بابويه (پدر شيخ صدوق) به وسيله من، به حسين بن روح، پيغام داد كه از حضرت صاحب الامر تقاضا كند برايش دعايى بفرمايد ؛ شايد خداوند پسرى به او مرحمت كند. من خواسته او را خدمت حسين بن روح عرض كردم. بعد از سه روز اطلاع داد كه امام برايش دعا فرمود (و گفت:) به زودى خداوند پسر پربركتى كه نفعش به مردم مىرسد، به وى عطا خواهد كرد. در همان سال، محمد برايش متولد شد و بعد از او هم، فرزندان ديگرى پيدا كرد. صدوق(ره) بعد از نقل اين داستان، مىنويسد : هر وقت محمد بن على اسود، مرا مىديد كه در مجالس درس محمد بن حسن بن احمد، شركت مىكنم و شوق زيادى به خواندن و حفظ كتابهاى علمى دارم ؛ مىگفت : چندان تعجّب ندارد كه اين قدر به تحصيل علم، علاقه دارى ؛ تو به بركت دعاى امام زمان(عج) به دنيا آمدهاى (كمال الدين و تمام النعمه، ج 2، ص 502.). بنا به وصيت حسين بن روح و به دستور امام مهدى(عج)، مقام نيابت خاص بعد از او، به «ابوالحسن على بن محمد سمرى» رسيد.
براي مطالعه بيشتر ر.ك: مهدويت ( پيش از ظهور ) ، رحيم كارگر ؛ نشر معارف
منبع: پرسمان دانشجويي

